محمدصادق نجمى
145
حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )
كه برگردى ، صفيه گفت : چرا برگردم ؟ من شنيدهام كه برادرم را مثله كردهاند ومىخواهم با پيكر مثله شدهاش ديدار كنم ولى بدان كه تحمل همهء اين مصائب در راه خدا سهل است وبه هر چه در اين راه پيش آيد راضىام واز خدا صبر وپاداش مىطلبم . زبير چون گفتار صفيه را به رسولاللَّه عرض كرد ، حضرت فرمود : « خَلِّ سَبيلَها » ؛ « پس أو را آزاد بگذار ! » چون چشم صفيه به بدن قطعه قطعه شدهء برادرش افتاد ، گفت : إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . . . ، آنگاه دربارهء أو دعا واستغفار كرد . « 1 » ابن أبي الحديد از واقدى نقل مىكند كه چون صفيه به أحد آمد ، أنصار مانع شدند كه نزد پيامبرخدا بيايد ولى آن حضرت فرمود « دَعُوها » ؛ « مانعش نشويد . » وصفيه نزد پيامبر صلى الله عليه وآله نشست وشروع به گريه كرد . أو كه گريه مىكرد ، پيامبرخدا هم مىگريست وچون صدايش به گريه بلند مىشد پيامبرخدا هم بلند مىگريست ؛ « فجعلت إذا بكت يبكي رسولاللَّه وإذا نشجت ينشج رسول اللَّه » . فاطمهء زهرا عليها السلام هم در كنار آنان بود وگريه مىكرد وپيامبرخدا هم به همراه أو گريه مىكرد . آنگاه فرمود : « لَنْ أَصاب بمثل حمزة أبداً » ، سپس خطاب به صفيه وفاطمه زهرا عليها السلام فرمود : بشارت مىدهم بر شما كه جبرئيل ، نازل گرديد وبه من خبر داد :
--> ( 1 ) . الروض الأُنُف ، ج 3 ، ص 172 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 41 ؛ اسدالغابه ، ج 7 ، ص 172 ؛ كامل ابناثير ، ج 2 ، ص 112